بچه های اقتصاد91
دانشگاه شهيد باهنر كرمان 
قالب وبلاگ

سلام

تغییر کوچکی در صفحه ورود به بخش مدیریت برای وبلاگهای گروهی

 ایجاد شده است. تا پیش از این نویسندگان وبلاگهای گروهی بر روی

 لینک ورود به بخش مدیریت وبلاگهای گروهی کلیک و آنجا نام کاربری

 خود، آدرس وبلاگ و کلمه عبورخود را تایپ می کردند البته این امکان

نیز وجود داشت که با ترکیب نام کاربری و بخش اول آدرس وبلاگ به

 عنوان نام کاربری در به صفحه ورود به بخش مدیریت وارد شد.

 برای تسهیل و یکسان سازی شیوه دوم به عنوان شیوه نهایی

انتخاب شده است.

نویسندگان وبلاگهای گروهی میتوانند به جای نام کاربری ، ترکیبی از نام

کاربری سابق خود که توسط مدیر وبلاگ تعریف شده به همراه علامت @

و بخش اول آدرس وبلاگ را وارد کنند. بطور مثال اگر آدرس وبلاگ

  myblog.blogfa.com  است و نام سابق کاربری نویسنده arash  است

 کافیست در صفحه ورود به بخش مدیریت وبلاگ به جای نام کاربری 

عبارت  arash@myblog  را وارد کنند. 

باتشکر،بلاگفا

[ چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393 ] [ 19:9 ] [ محدثه خواجویی ]
  • شهید مدرس و تولید ملی

«وضع زندگى‌‏اش [شهید مدرّس] آن بود که شما شنیدید و من دیدم! وقتى که وکیل [نماینده مجلس] شد؛ یعنى از اول به عنوان فقیهى که باید در مجلس باشد، تعیین شد. آن‌طور که نقل کرده‌‏اند، یک گارى با یک اسبى [در] اصفهان خریده بود و سوار شده بود و خودش آورده بود تا تهران. آنجا آن را هم فروخته بود و منزلش، یک منزل مُحقَّر از حیث ساختمان، یک قدرى بزرگ بود؛ ولى محقَّر از حیث ساختمان و زندگى [بود].

یک زندگى‏ِ مادون عادى که در آن وقت لباس کرباس ایشان زبانزد بود؛ کرباسى که باید از خود ایران باشد مى‌‏پوشید! این وطن‌خواه‌ها کدام لباسشان مال ایران است؟!»1


  • نگاه به درون و ظرفیت ملت

«امروز ملت شما در حال جنگ اقتصادى است. این طور نیست که یک وقت آرامش باشد، [بعد] بگویید خوب ما نمى‏‌خواهیم زیاد منفعت ببریم؛... اینجا دیگر اختیار با مردم نیست! این اختیارى است که خدا دست اوست و او امر کرده است به این معنا؛ یعنى نمى‏‌شود که ما تحت نظارت یک کشورى باشیم که به دین اعتقاد ندارد و ما برویم تحت بیرق کُفرما باید کوشش کنیم و اقتصاد خودمان را، خودمان اداره بکنیمباید همه‌ی قشرهاى ملت؛ هر کس هر جورى که مى‌‏تواند یک تولیدى بکند، که مثلًا باغ‌دارها مى‏‌توانند تولید بکنند، دام‌دارها مى‌‏توانند تولید بکنند و کشاورزها مى‌‏توانند تولید کنند، اشخاص مى‌‏توانند کمک کنند به کشاورزها، کارخانه‏‌ها مى‏‌توانند تولید کنند... این‌ها همه قیام کنند براى این که یک مملکت را از این اقتصاد نجات بدهند.

  • چشممان به دست دشمن نباشد!

...اگر مملکت شما در اقتصاد نجات پیدا نکند، وابستگى اقتصادى داشته باشد، همه جور وابستگی‌ها دنبالش مى‏‌آید؛ وابستگى سیاسى هم ما پیدا مى‏‌کنیم، وابستگى نظامى هم پیدا مى‏‌کنیم. براى این که وقتى ما چیزى نداشته باشیم که استفاده ازش بکنیم، دستمان را دراز کنیم طرف آمریکا، او مى‌‏تواند به ما تحمیل کند همه چیز را! ما وقتى مى‏‌توانیم که زیر بار او نرویم که در این قضیه، قدرتمند باشیم2

 

تحرّک تولید؛ شروع حماسه‌ی اقتصادی

«مسئله‌ى تولید را تحرّک ببخشید، این شروعِ همین حماسه‌ى اقتصادى‌اى است که ما اوّلِ سال [قبل] آن را مطرح کردیم و درخواست کردیم از مجموعه‌ى ملّت و مجموعه‌ى مسئولین! البتّه حماسه‌ى اقتصادى کارِ شش ماه و یک سال و دو سال نیست؛ حرکت بلندمدّت لازم است



1. صحیفه امام، ج‏13، ص417.

2. صحیفه امام، ج‏11، ص426.

[ پنجشنبه بیست و هفتم آذر 1393 ] [ 14:37 ] [ محدثه خواجویی ]

"هنگام ورود نیکسون باید صدای دانشجویان خفه گردد" 

14 آذر32،شاهنشاه آریامهر به صورت رسمی کنسرسیوم 

نفتی با آمریکا و تجدید روابط رسمی با انگلستان را اعلام نمود. 

دانشجویان در اعتراض به این اقدام علیه دربار تظاهرات کردند. 

ورود نیکسون به تهران باید در کمال آرامش برگزار می شد  

به این خاطر اعلیحضرت همایونی 15 آذر 32 

به گارد ویژه دستور محرمانه صادر کرد که: 

"باید یک دانشجو را شقه کرد وجلوی در بزرگ دانشگاه تهران آویخت 

که عبرت همگان شود تا هنگام ورود نیکسون صدای دانشجویان خفه گردد" 

دانشجویان عزیز قدر خودتون بدونید بهایش را شهدا پرداخته اند. 

روز دانشجو مبااااااااااااااارک....

[ شنبه پانزدهم آذر 1393 ] [ 19:18 ] [ محدثه خواجویی ]

سلام بر حسین(ع) 

امشب کربلایی رضایی ی جمله کمرشکن گفتن  

امشب شب اول صفره،امام زمان(عج) یاشام ...شام...سرمیدهند 

ی جایی با دست...جیغ... یا پیروزی...یا استقلال...سرمیدهند....   

ی جایی هم ندای هل من ناصر...(توافق لبخندها).... سرمیدهند...

یادمون نیس بگیم بازی نفسمون با دلمون چند چند شد!!!؟؟؟ 

تو نماز جمعه "ختم نهج البلاغه" رو پخش میکردیم،ک دعوامون کردن 

وسط خطبه ها بایست سکوت کرد،اما....دیگه اینجوریاست ...

یاصاحب العصر (عج) فعلا" ما قصد آدم شدن نداریم....فعلا" نیا...! 

شب اول صفره هااااااااااااااااااااااا...ختم سوره واقعه و... یادمون نره.... 

التماس دعا

[ یکشنبه دوم آذر 1393 ] [ 23:39 ] [ محدثه خواجویی ]
میخوام بنویسم... 

امروز یکی از دوستام فیلمی از مرحوم مغفور "م.پ" برام فرستاد،منم از روی کنجکاوی نگاش کردم 

خیلییییییییییییی حال بدی بهم دست داد ب خودم میگفتم ای کاش اصا" نگا نمیکردم.میگفتن این تصاویر 

لحظات مرگشون بوده!!و جالب اینجاست ک میگفتن پرستاره فیلم گرفته.... 

 منم گرفتم حذفش کردم،دوستم میگفت میذاشتی منم ببینم،تو اینترنت ک سرچ کرد نوشته بود ک مادر 

آن مرحوم راضی نبوده بخاطر همین لینک حذف کردن.....خداخیرشون بده....

نمیدونم خیلیییییییییی دل گنده شدن بعضیاااااااا.....چطور میشه  ی نفر میاد ی بیمارو درحالی 

ک اون بیمار داره میمیره ازش فیلم میگیره....چطور ک هی دست ب دست میگرده..... چطوره بی احساسیا....

هممون کارخونه "عادی سازی" را انداختیم! برامون مهم نیس آبرو چیه....کیه....کجاست...  

اونایی ک بیکارن دنبال کار میگردن پیدا نمیشه این کارخونه حقوقش بالاست...مزایاشم اینه که دلتو میدی 

بجاش بی احساسی و بی تفاوتی و... میدن.نرین ی وقت...ما خودمون ی کارخونه قشنگ میزنیم همتونو 

استخدام میکنیم...اسمشم هست...مداد...پاک کن...هر کی میاد یاعلی... 

عادی شده ی جا "اسید" میپاشن....عادی شده....کاخ و کوخ....

عادی شده ی جاهایی آرزوهای ی عده کثیری خاک خورده....اونوقت تو شبکه های مجازی 

حالا مجاز اند یا مجازی!...از عشق های خیالی دم میزنین....دیگه آرزوی بچهای بی سرپرست لایک نمیخوره 

همه دنبال اسمم و رسم خیالی اند....گذشت دوران شهیدکاوه شهردار ک آجر بار میزد...الان خونه هایی 

هستن که سقفشون یونولیته...آی شهردار کاوه میایی سقف این خونه رو درست کنی....ما حساب میکنیم. 

خیلیییییییییی روحیه مون....قلبمون...زندگیمون عادی شده... حواسمون باشه بده هااااااااا...

هروقت تو واتس آپ...لاین....و... با ی اسم جعلی وارد شدین و هی دروغ و هی دروغ...عشقاتون شد خیالی 

یادتون باشه..همین حوالی شما ی عده ای آرزوهاشون...عشقشون....آینده شون....هستی زندگیشون 

واقعیه.....بهشون ی نگاهی بندازیدااااااااااااااااا..... سربزنیدااااااااااااااااااااااا....

نمیدونم کی واتس آپ و... درست کرد....اگه میدیدم بهش میگفتم من خودم پول بهت میدم...ی واتس آپ 

ی وایبر...ی فیسبوک  و... واسه خود خود من بساز ک آرزوها.....عشق ها....مشق ها....مدادهای کوچولو 

شوفاژهای خراب...سقف های یونولیتی....سرمای سخت....و.....شهیدکاوه ....و کلی عشقای واقعی واقعی 

واقعی......توش جاشه...ما حساب میکنیم فقط بساز.خواهش میکنیم.... پولشم از پول بیماری هلندی نیست 

پول...مدادا....پاک کن اااااا...خالصتا" ایرانیه است....چینی هم نیس...حساب میکنیم....  

قصه خوابیدن وجدان ها.....هر شب مطالعه کنیدااااااااااااااااااااا...همش نرین آنلاین شید ب سمت دروغ....  

همین نزدیکه هااااااااااااااااا....رمزم نمیخواد....شماره دانشجویی  

و ملی نمیخواد.....مخصوص شبا هم نیسته........همین بغله هاااااااااااااااااااااا.... 

 فقط ی اراده علی وار میخواد ...آدرسشم پیدا کردم سربزنید خوشحال میشیم زیااااااااااااااااااااد ........ 

همه جا ...هرجایی ک دروغ آنلاین نیس....عشق توهمی نیست....عشقا...آرزوها مدادیه...ب سفیدی دلای 

همتون.......همین نزدیکی هاست سربزنید. ما حساب میکنیم....هزینه هاشو ب شماره حساب مداد...پاک کن 

بفرستید...حساب میکنیم.

از نوشتن بقیه اش میگذریم.....یا علی مظلوم.

[ یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 ] [ 16:59 ] [ محدثه خواجویی ]

آدم‌های امن، همان‌ها که همه چیز می‌توانی بهشان بگویی... 

اینها تا لباسی تازه تنت ببینند نمی‌پرسند از کدام مغازه خریدی؟ مارکش چیه؟ چند خریدی؟ 

می‌گویند چقدر قشنگه، بهت می‌آید، من عاشق این جنس ژاکتم. 

 ***

از سفر که برگردی نمی‌پرسند کجا رفتی؟ با کی و چرا رفتی؟ اسم هتلش؟ چه‌قدر هزینه شد؟

 می‌گویند خوش گذشت؟ سرحال شدی؟ 

 

ماشین تازه بخری، نمی‌پرسند نو است یا دست دوم؟ از کجا خریدی؟ نقد یا قسطی؟ چند خریدی؟

 می‌گویند راحتی باهاش؟... خوبی این ماشین اینه که مصرفش پایینه. 

 

گوشی موبایل بخری نمی‌پرسند از علاء‌الدین خریدی یا پایتخت؟ چند خریدی؟ 

می‌گویند این گوشی‌ کیفیت تصویرش بالاست.

 دانشگاه قبول شوی، نمی‌پرسند کدام دانشگاه؟ شهریه‌اش چه قدره؟ وای چقدر دوره! 

می‌گویند چه رشته‌ای به سلامتی؟ این رشته بازار کار خوبی دارد اگر تلاش کنی.

 

 مشغول کاری تازه‌ شوی، نمی‌پرسند حقوقت چه قدره؟ اسم شرکتش چیه؟ جایش کجاست؟

 می‌گویند شغلت را دوست داری؟ صاحبکارت یا همکارهایت آدم‌های خوبی هستند؟ می‌گویند این‌جور شغل‌ها جای پیشرفت دارد. 

کسانی که فقط خود خود خودت هستی که براشون مهمی.

[ یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 ] [ 8:53 ] [ محدثه خواجویی ]

به گزارش سفیرفیلم، مستند «فاکتور صوری» تاکنون در حضور نخبگان و فعالان مختلف فرهنگی و اقتصادی به اکران خصوصی درآمده و نظرات و پیشنهادات ایشان دریافت شده است. از جمله آنها، اکران در حضور حجت الاسلام دکتر موسویان، حجت الاسلام دکتر بحرینی، حجت الاسلام قاسمیان، دکتر توتونچیان، دکتر سبحانی، دکتر خوش چهره، نادر طالب زاده، علی اکبر رائفی پور و… بوده است.

در ادامه دست نوشته علی اکبر رائفی پور برای مستند «فاکتور صوری» منتشر می شود:

باسمه تعالی

نان حرام و لقمه حرام قدمی را پدید می آورد که به راحتی می گویند “آقا بیا”، اما خودشان در مقابل امام مدعو شمشیر خواهند کشید.

قدم حرام خوار، به قدم حرام زاده بدل خواهد شد. مقدمه حرام زادگی، حرام خواری است. وَ شارِکْهُمْ فِی الأَمْوالِ وَالأَوْلادِ.

از اینکه در این عرصه کار می کنید هراسان نباشید. شاید ندانید اما شما برای ظهور کار می کنید.

جامعه اسلامی دانشجویان برگزار میکند

اکران مستند فاکتور صوری 

با حضور: دکتر صالحی

سه شنبه ۴ آذر۹۳

مکان:تالار وحدت



برچسب‌ها: پول و بانکداری
ادامه مطلب
[ شنبه بیست و چهارم آبان 1393 ] [ 21:7 ] [ محدثه خواجویی ]

زندگی ست دیگر...

همیشه که همه رنگ‌هایش جور نیست ،

همه سازهایش کوک نیست ،

باید یاد گرفت با هر سازش رقصید ،

حتی با ناکوک ترین ناکوکش،

اصلا رنگ و رقص و ساز و کوکش را فراموش کن،

حواست باشد به این روزهایی که دیگر برنمی گردد،

به فرصت هایی که مثل باد می آیند و می روند و همیشگی نیستند ،

به این سالها که به سرعت برق گذشتند،

به جوانی که رفت،

میانسالی که می رود،حواست باشد به کوتاهی زندگی،

به زمستانی که رفت ،

بهاری که دارد تمام می شود کم کم، 

ریز ریز، 

آرام آرام،

نم نمک... 

زندگی به همین آسانی می گذرد.ابرهای آسمان زندگی گاهی می بارد گاهی هم صاف است، 

بدون ابر بدون بارندگی.

هر جور که باشی می گذرد،

روزها را دریاب...

روزگار یادت می دهد با ناکوک ترین سازش چطور برقصی....   

زندگیست دیگر....

درگذشت خواننده معروف "مرتضی پاشایی" 

ب خانواده محترمشان تسلیت عرض میکنم. 

خدا رحمتشون کنه.... 

روحشون شاد یادشون گرامی.... 

الفاتحة مع صلوات

[ جمعه بیست و سوم آبان 1393 ] [ 22:25 ] [ محدثه خواجویی ]

وای، باران؛

باران؛

شیشه پنجره را باران شست .

از دل من اما،

چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟

آسمان سربی رنگ،

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ .

می پرد مرغ نگاهم تا دور،

وای، باران،

باران،

پر مرغان نگاهم را شست .

خواب رویای فراموشیهاست !

خواب را دریابم،

که در آن دولت خواموشیهاست .

من شکوفایی گلهای امیدم را در رویاها می بینم،

و ندایی که به من میگوید :

گر چه شب تاریک است

دل قوی دار،

سحر نزدیک است ......


 

[ شنبه دهم آبان 1393 ] [ 10:43 ] [ محدثه خواجویی ]

**واقعأ دلم لرزید، خیلی قشنگه، بخونید**

حسین فریاد می زند: "هل من ناصر ینصرنی؟"
و من درحالی که نمازم قضا شده است می گویم:
لبیک یاحسین! لبیک...
حسین نگاه می کند لبخندی می زند و به سمت دشمن تاخت می کند...
و من باز می گویم:
لبیک یاحسین!لبیک...
حسین شمشیر می خورد من سر مادرم داد می زنم و می گویم:
لبیک یا حسین!لبیک...
حسین سنگ می خورد، من در مجلس غیبت می گویم:
لبیک یا حسین! لبیک...
حسین از اسب به زمین می افتد عرش به لرزه در می آید و من در پس نگاه های حرامم فریاد میزنم
لبیک یا حسین ! لبیک...

حسین رمق ندارد باز فریاد میزند: هل من ناصر ینصرنی؟
من محتاطانه دروغ میگویم و باز فریاد می زنم:
لبیک یا حسین لبیک...
حسین سینه اش سنگین شده است، کسی روی سینه است، حسین به من نگاه می کند می گوید: تنهایم یاریم کن...
من گناه می کنم و باز فریاد می زنم:

لبیک...
خورشید غروب کرده است...
من لبخندی می زنم و می گویم:
اللهم عجل لولیک الفرج...
به چشمان مهدی خیره می شوم و می گویم:
"دوستت دارم تنهایت نمی گذارم..."
مهدی به محراب می رود و برای گناهان من طلب مغفرت می کند.
مهدی تنهاست...حسین تنهاست..
من این را میدانم اما..


التماس دعا

[ شنبه دهم آبان 1393 ] [ 10:42 ] [ محدثه خواجویی ]
 


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

ضرورت شناخت كاستى‏هاى اقتصادى‏

كارشناسان علم اقتصاد، هنگامى كه در خصوص عوامل ركود اقتصادى يك كشور، بحث مى‏كنند بيشتر به علت‏هاى مادى توجه دارند،

اما در يك نظام الهى، غير از عوامل ياد شده، به عوامل معنوى هم توجه مى‏شود كه با ريشه يابى آنها، اقتصاد كشور رونق و شكوفايى بيشترى مى‏گيرد، چنان كه على عليه السلام در ريشه‏يابى تنگناهاى اقتصادى مى‏فرمايد:

إنَّ اللَّه يبتلي عباده عند الْأعْمال السَّيئة بنقْص الَّثمرات، وحبس‏البركات ، وإغلاَق خزائن الخيرات، ليتوب تائبٌ، ويقلع مقلعٌ، ويتذكَّر متذكرٌ، ويزدجر مزدجرٌ.

وقد جعل اللَّه سبحانه الْإسْتغْفار سبباً لدرور الرزْق ورحْمة الْخلْق، فقال سبحانه:

استغفروا ربَّكم إنَّه كان غفَّاراً. يرسل السَّماء عليكم مدراراً.

ويمددكم بأموالٍ وبنين ويجعل لكم جنَّاتٍ ويجعل لكم أنهاراً.

فرحم اللَّه امرأً استقبل توبته، واستقال خطيئته، وبادر منيَّته!

فلسفه آزمايش‏ها

خداوند بندگان خود را كه گناهكارند، با كمبود ميوه‏ها، و جلوگيرى از نزول بركات، و بستن در گنج‏هاى خيرات، آزمايش مى‏كند، براى آن كه توبه‏كننده‏اى بازگردد، و گناهكار، دل از معصيت بكند، و پند گيرنده، پند گيرد، و بازدارنده، راه نافرمانى را بر بندگان خدا ببندد، و همانا خدا استغفار و آمرزش خواستن را وسيله دائمى فروريختن روزى، و موجب رحمت آفريدگان قرار داد و فرمود :

از پرودگار خود آمرزش بخواهيد، كه آمرزنده است، بركات خود را از آسمان بر شما فرو مى‏بارد، و با بخشش اموال فراوان و فرزندان، شما را يارى مى‏دهد، و باغستانها و نهرهاى پرآب در اختيار شما مى‏گذاردپس رحمت خدا بر آن كس كه به استقبال توبه رود، و از گناهان خود پوزش طلبد، و پيش از آن كه مرگ او فرارسد، اصلاح گردد.

منبع:الگوهاى رفتارى  «امام على (ع) و اقتصاد»‏جلد۳

[ شنبه دهم آبان 1393 ] [ 10:37 ] [ محدثه خواجویی ]

 

کفر متحرک، به اسلام می رسد

ولی اسلام راکد،پدرربزرگ کفر است.

سلمان ها درحالیکه کافر بودند

حرکتشان آنها را به رسول منتهی کرد

و زبیرها درحالیکه با رسول بودند

رکودشان آنها را به کفر پیوند زد.

کتاب حرکت صفحه۱۲

[ شنبه دهم آبان 1393 ] [ 10:25 ] [ محدثه خواجویی ]

از آن خوشم که شدم نوکر سرای حسین
منم غلام کسی که بود گدای حسین

دو چشم داده خداوند تا که گریه کنم
یکی برای حسن آن یکی برای حسین

یقین که آتش دوزخ حرام گردیده
به جسم آنکه بود یار آشنای حسین

برای بخشش کوه گناه یک راه است
بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین

کبوتر دل عشاق هر شب جمعه
نشسته است روی گنبد طلای حسین

خدا کند که شبی زائر حرم گردیم
و جان دهیم همان شب به کربلای حسین

به گوش جان تو اگر بشنوی هنوز آید
ز زیر نیزه و تیغ و سنان صدای حسین

 

[ دوشنبه پنجم آبان 1393 ] [ 10:47 ] [ رضا استبرق نیا ]

"به نام نامی دوست"

 در مجالي که برايم باقيست،
باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
که در آن همواره اول صبح
به زباني ساده
مهر تدريس کنند،
و بگويند خدا
خالق زيبايي
و سراينده ي عشق
آفريننده ماست . . .

مهربانيست که ما را به نکويي
دانايي
زيبايي
و به خود مي خواند
جنتي دارد نزديک، زيبا و بزرگ،
دوزخي دارد - به گمانم -
کوچک و بعيد؛
در پي سودايي ست
که ببخشد ما را
و بفهمانَدِمان
ترس ما بيرون از دايره رحمت اوست!

در مجالي که برايم باقيست،
باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
که خرد را با عشق
علم را با احساس
و رياضي را با شعر
دين را با عرفان
همه را با تشويق تدريس کنند!
لاي انگشت کسي
قلمي نگذارند،
و نخوانند کسي را حيوان،
و نگويند کسي را کودن،
و معلم هر روز
روح را حاضر و غايب بکند!

و به جز از ايمانش
هيچ کس چيزي را حفظ نبايد بکند
مغز ها پر نشود چون انبار
قلب خالي نشود از احساس
درس هايي بدهند
که به جاي مغز، دل ها را تسخير کند!
از کتاب تاريخ،
جنگ را بردارند
در کلاس انشاء
هر کسي حرف دلش را بزند . . .

غير ممکن را از خاطره ها محو کنند
تا کسي بعد از اين
باز همواره نگويد: "هرگز"
و به آساني هم رنگ جماعت نشود!
زنگ نقاشي تکرار شود،
رنگ را در پاييز تعليم دهند،
قطره را در باران،
موج را در ساحل،
زندگي را در رفتن و برگشتن از قله کوه
و عبادت را در خلقتِ خلق . . .

کار را در کندو
و طبيعت را در جنگل و دشت؛
مشق شب اين باشد،
که شبي چندين بار
همه تکرار کنيم:
عدل
آزادي
قانون
شادي!
امتحاني بشود
که بسنجد ما را
تا بفهمند چقدر
عاشق و آگه و آدم شده ايم . . .

در مجالي که برايم باقيست،
باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
که در آن آخر وقت،
به زباني ساده
شعر تدريس کنند
و بگويند که تا فردا صبح

خالق عشق نگهدار شما . . .


 

 

[ یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393 ] [ 10:45 ] [ محدثه خواجویی ]

حواست باشد.... 

داریم جایی "زنـدگـــی" میکنیم کـه:

هَرزگی "مـُـــــد" اســت (!)

بی آبرویــی "کلاس" اســـت (!)

مَســـــتی دود "تَفـــریــح" اســـت (!)

رابطه با نامحرم "روشــن فکــری" اســت (!)

گــُـرگ بــودن رَمـــز "مُوفقیت" اســـت (!)

بی فرهنگی "فرهنگ" است(!)

پشت به ارزش ها واعتقادات کردن نشانه "رشد ونبوغ" است(!)

و......................

خدایا ممنون که نه باکلاسم نه روشنفکر ونه... فقط تو رو میخواهم و بس

و تو ای جوان


مواظب باش

دنیای قشنگیه مگه ن....!!!

[ شنبه بیست و ششم مهر 1393 ] [ 16:37 ] [ محدثه خواجویی ]
 
 
جای "شهید همت" خالی

 

                                               که خانمش میگفت:

 

 همیشه به شوخی بهش میگفتم اگه بدون ما بری گوشتو میبرم..

 

 اما وقتی جنازه رو اوردن دیدم که اصلا سری در کار نیست...

 

  جای "شهید چمران" خالی

 

  که یه روسری به همسر لبنانی اش

 

  غاده جابر هدیه داد و گفت:

 

 بچه های یتیم خانه دوست دارن شما را با حجاب ببینن...

 

 جای "شهید حمید باکری" خالی

 

  که خانم فاطمه امیرانی همسرش میگفت:

 

 به چشم من خوشگلترین پاسدار روی زمین بود...

 

 جای "شهید زین الدین" خالی که میگفت:

 

 در زمان غیبت امام زمان به کسی منتظر میگویند که

 

  منتظر شهادت باشد...

 

خانمش میگفت: 

 

 هنوزم که هنوزه صدای کمیل خواندنش را میشنوم..

 

 آیا باورمان میشود..؟؟؟
[ شنبه بیست و ششم مهر 1393 ] [ 16:34 ] [ محدثه خواجویی ]

                                                                                          

 

http://zibasazeaisan.blogfa.com/


برچسب‌ها: تصاویر
ادامه مطلب
[ شنبه بیست و ششم مهر 1393 ] [ 15:31 ] [ محدثه خواجویی ]

 

 

 

میدانستید معنی بای که این روزها بعضی جوانان به اصطلاح تحصیل کرده و مترقی برای کلاس در محاوره های خود چه از طریق پیامک یا در زمان جدا شدن از همدیگه بجای خداحافظ/خدانگهدار/در پناه خدا به کار میبرند سر منشا و بنیادش از کجاست؟و چه معنی دارد؟و چه مفهومی دارد؟یعنی در حفاظت پاپ باشید نگویید که پاپ (رهبر مسحیت)را نمیشناسید آیا رواست که یک مسلمان ایرانی در حفاظت پاپ باشه؟

خودتان قضاوت کنید.

خداحافظ - خدانگهدار=خداوند حافظ و نگهدارتان باشد بهتـره؟ یــــا بای=در حفاظت پاپ باشید؟؟

 

[ جمعه بیست و پنجم مهر 1393 ] [ 22:0 ] [ محدثه خواجویی ]
 

سلام

یاد ی خاطره ای از ی دوست خوب شدم میگفت ما توی ی اردوی جهادی به مناطق محروم 

استان رفته بودیم،شهردار اون منطقه پیشمون اومد،یکی از خواهران محترم به شهردار میگن 

چرا اوضاع منطقه بهتر نمیشه؟؟؟ شهردار محترم میگن که از حیطه اختیارات ما خارجه و....

یکی از خواهران ی داستان واقعی برا شهردار بازگو میکنن...میگن شهید باکری در زمان

شهرداری شون آجر بار میزدند..اونوقت شما و امثال شما بزرگواران....شهردار در جواب میگن

که"من میترسم شهید شم"  "اللهم ارزقنا شهادت" سعادتیست بزرگ...

       خدایا ب همه ما توفیق خدمت خالصانه عطا فرما

         الهی آمین

[ پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393 ] [ 22:24 ] [ محدثه خواجویی ]

ghadir khom postal www.patugh.ir 9 کارت پستال جدید عید غدیر خم

خجسته باد نام خداوند، نیکوترین آفریدگاران

 که تو را آفرید.

 از تو در شگفت هم نمی توانم بود

 که دیدن بزرگیت را، چشم کوچک من بسنده نیست

 مور، چه می داند که بر دیواره ی اهرام می گذرد

 یا بر خشتی خام.

 تو، آن بلندترین هرمی که فرعونِ تخیّل می تواند ساخت

 و من، آن کوچکترین مور، که بلندای تو را در چشم نمی تواند داشت

 ***

پیش از تو، هیچ اقیانوس را نمی شناختم

که عمود بر زمین بایستد...

پیش از تو، هیچ خدایی را ندیده بودم

که پای افزاری وصله دار به پا کند،

و مَشکی کهنه بر دوش کشد

و بردگان را برادر باشد.

"فتبارک الله، تبارک الله

تبارک الله احسن الخالقین

خجسته باد نام خداوند

که نیکوترین آفریدگاران است

و نام تو

که نیکوترین آفریدگانی"

عیدتوووووووووووووووووووووووون مباااااااااااااااااااااارک

[ یکشنبه بیستم مهر 1393 ] [ 16:38 ] [ محدثه خواجویی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

به نام او...
آمده ايم تا در كنار هم باشيم دوست و هم كلاسي
ساده و صميمي
امکانات وب
اوقات شرعی

بازی آنلاین




ذکر روزهای هفته

مجله نایت پلاس

کد هدایت به بالا

چاپ این صفحه

كد ماوس