بسم رب الشهدا و الصديقين

 

محور همه فعاليت هايش نماز بود, در سخت ترين شرايط نمازش اول وقت بود,بيشترهم به جماعت و در مسجد.

 

ديگران را هم به نماز جماعت دعوت ميكرد.

 

مصداق حديث امام علي(ع) بود:هركه به مسجد رفت و امد كند از موارد زير بهره ميگيرد:

 

برادری (دوستی ) كه در راه خدا با او رفاقت كند,علمي تازه, رحمتي كه در انتظارش بوده, پندي كه از هلاكت نجاتش دهد, 

 

سخني كه موجب هدايتش شود و ترك گناه.(مواعظ العدديه ص 281).

 

هميشه ايه وجعلنا را زمزمه ميكرد.گفتم اقا ابراهيم اين ايه براي حفاظت در مقابل دشمنه.حالا كه دشمني نيست

 

گفت كه ** دشمني بزرگتر از شيطان هم وجود داره**

 

خاطره شهيد هادي:زماني كه پدرم از دنيا رفت خيلي ناراحت بودم.شب, بعد از رفتن مهمانان به حالت قهر از خدا نماز

نخواندم و خوابيدم

 

به محض اينكه خوابم برد, در عالم رويا پدرم را ديدم.در.خانه  را باز كرد.مستقيم و با عصبانيت به سمت اتاق امد.

 

روبه روي من ايستاد.براي لحظاتي درست به چهره من خیره شد.همان لحظه از خواب پریدم.

 

نگاه پدرم حرفهای زیادی داشت.هنوز نماز قضا نشده بود.بلند شدم وضو گرفتم و نماز خواندم.

 

شهید رجائی: به نماز نگوئید کار دارم، به کار بگوئید وقت نماز است.

 

شهد ابراهیم هادی

 

 

 



تاريخ : یکشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 11:45 | نویسنده : محدثه خواجویی |

مثل دریا

در حالی که میشود از شنا در دریا لذت برد و بر امواجش سوار شد و از نسیم  لطیفش بهره مند شد، ولی بعضیها در آن غرق میشوند. دنیا هم همینطور است، نباید در دنیا غرق شد. باید مهارت داشته باشی در آن شنا کنی و بر امواجش سوار شوی و از نسیمش تنفس کنی، اما اگر حریص دنیا باشی و مست آن بشوی، غرق شده ای!

دینداری منفعلانه ؛ دینداری فعالانه

بعضیها ها منفعلانه دینداری میکنند چون دوست ندارند به جهنم بروند و مورد غضب الهی قرار بگیرند و این تنها دلیل دینداریشان است.ولی بعضیها فعالانه دینداری میکنند، انگیزه آن ها این است که دوست دارند بهشت و رضایت الهی را فتح کنند. تنها در دینداری فعالانه لذت معنویت و تقرب چشیده میشود.

یک بیماری خطرناک و واگیردار

آدم شاکر ذهنش در به در دنبال نعمت میگردد و هیچ نعمتی از دید او پنهان نمیماند و همیشه خود را غرق در خوشبختی میبیند و آدم کفران نعمت کننده، تنها کاستیها را میبیند. شکر یک رفتار ساده نیست، یک روحیه لطیف و طرز فکر صحیح است. ناسپاسی یک بیماری خطرناک و واگیردار است.

نگاه دقیق برای رشد علمی

اگر اهل علم به جاهلان نگاه کنند و به دنبال برتری یافتن بر آنان باشند ، هیچ گاه در علم پیشرفت مطلوبی نخواهند داشت و متکبرانه متوقف خواهند شد. ولی اگر به عظمت علم و کوچکی خودشان در برابر آن نگاه کنند، فراتر از حد انتظارشان به اعماق علم دست میابند و هرچه عالمتر بشوند، متواضع تر میشوند.

خودت را فراموش نکن

اینکه اگر کسی خدا را فراموش کند ، خود را نیز فراموش خواهد کرد ؛ بدترین بلایی است که میتواند بر سر انسان بیاید. خودفراموشی وضعیتی است که هیچ انسان خود خواهی حاضر نیست آن را بپذیرد. اگر خودت را فراموش کنی، هیچ گاه نمیتوانی برای حفظ منافعت قدمی برداری و دائما به ضرر خودت اقدام خواهی کرد.

مراقب همیشگی

خدا بازی های کودکانه ما را میبیند و با ما مدارا میکند ؛ خطاهای احمقانه ما را میبیند و تحمل میکند ؛ فرصت هایی که از دست میدهیم را میبیند و صبر میکند. دائما پس از هر اشتباهی که از ما میبیند زمینه کار خوب دیگری را برای ما درست میکند که جبران کنیم و هرگز خسته نمیشود. دائما مراقب ماست.

خواسته های خدا

انسان میتواند از اتفاق هایی که برایش می افتد و مقدراتی که خدا برایش رقم میزند متوجه خواسته های خدا از خودش بشود. البته ما در پیش آمدن حوادث خوب و بد در زندگیمان موثریم، ولی اینکه اساسا در چه فضایی قرار میگیریم و چگونه بازتاب رفتار ها، تصمیمات و خواسته هایمان را میبینیم دست خداست.

گرفتاری

اگر انسان ها گرفتاری های متعدد نداشتند، گرفتاری های فراوانی برای دیگران و حتی خودشان فراهم میکردند، خدا خیلی ها را با گرفتاری هایی که برایشان پیش می آورد، کنترل و محافظت میکند. خوش به سعادت کسانی که اگر گرفتار نبودند بیشتر به دیگران خدمت میکردند و گرفتاری دیگران را بیشتر بر طرف میکردند.

احساس نیاز به نماز

اگر آدم از تعادل روحی کافی و کمی تجربه معنوی برخوردار باشد به نماز احساس نیاز خواهد کرد. احساس نیاز به نماز حس مخصوصی است که قابل بیان نیست ولی مهم ترین عامل خوب نماز خواندن و لذت بردن از نماز است. یکی از مهم ترین راه های بیدار شدن این احساس نیاز ، خواندن نوافل همراه نماز های واجب است.

 

چرا زیاد میخوابیم؟

وقتی به خواب میرویم جسم و روح خود را رها میکنیم تا تجدید قوا کنند. چرا زیاد میخوابیم؟ چون وقتی بیداریم معمولا بدجوری از جسم و جان خود استفاده میکنیم و موجب خستگی نابجای خود میشویم. ولی آدم حسابیها چون هنگام بیداری آرامترند، میتوانند کمتر بخوابند؛ کمیت و کیفیت زندگیشان بهتر است 

*استاد پناهیان*



تاريخ : یکشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۴ | 2:40 | نویسنده : محدثه خواجویی |
می‌‌شود یک شب خوابید

و صبح با خبر شد

غمها را از یک کنار به دور ریخته اند ؟

که اگر اشکی هست

یا از عمقِ شادمانیِ دلی‌ بی‌ درد است

یا از پس به هم رسیدن‌های دور

یا گریه کودکی که دستِ بی‌ حواسش

بادبادکی را بر باد می‌‌دهد

کاش می‌‌شد

یک صبح

کسی‌ زنگِ خانه هامان را بزند بگوید:

با دستِ پر آمده ایم

با لبخند

با قلب‌هایی‌ آکنده از عشق‌های واقعی‌

از آنسوی دوست داشتن ها

آمده‌ایم بمانیم و هرگز نرویم


هیچکس نمی داند

چقدر جایِ شادمانی‌های بی‌ سبب در دل نسلِ ما خالیست....




تاريخ : جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ | 21:3 | نویسنده : محدثه خواجویی |

 در جاده انقلاب روی یکی از تابلو ها نوشته بود

جاده لغزنده است، دشمنان مشغول کارند، با احتیاط برانید ،سبقت ممنوع  است.

دیر رسیدن به پست و مقام بهتر از هرگز نرسیدن به امام است. 

حداکثر سرعت مجاز سرعت حرکت ولی فقیه است. 

اگر پشتیبان ولایت فقیه نیستید لااقل کمربند دشمنی را نبندید. 

با دنده لج حرکت نکنید، با وضو وارد شوید، این جاده مطهر به خون شهداست...  

بر گرفته از کتاب 9 دی، حسین قدیانی. 

ما هنوز هم بیداریم.....منتظر حضور غرور آفرین شما در حماسه باشکوه فردا هستیم.

یاعلی



تاريخ : دوشنبه هشتم دی ۱۳۹۳ | 13:30 | نویسنده : محدثه خواجویی |
  • شهید مدرس و تولید ملی

«وضع زندگى‌‏اش [شهید مدرّس] آن بود که شما شنیدید و من دیدم! وقتى که وکیل [نماینده مجلس] شد؛ یعنى از اول به عنوان فقیهى که باید در مجلس باشد، تعیین شد. آن‌طور که نقل کرده‌‏اند، یک گارى با یک اسبى [در] اصفهان خریده بود و سوار شده بود و خودش آورده بود تا تهران. آنجا آن را هم فروخته بود و منزلش، یک منزل مُحقَّر از حیث ساختمان، یک قدرى بزرگ بود؛ ولى محقَّر از حیث ساختمان و زندگى [بود].

یک زندگى‏ِ مادون عادى که در آن وقت لباس کرباس ایشان زبانزد بود؛ کرباسى که باید از خود ایران باشد مى‌‏پوشید! این وطن‌خواه‌ها کدام لباسشان مال ایران است؟!»1


  • نگاه به درون و ظرفیت ملت

«امروز ملت شما در حال جنگ اقتصادى است. این طور نیست که یک وقت آرامش باشد، [بعد] بگویید خوب ما نمى‏‌خواهیم زیاد منفعت ببریم؛... اینجا دیگر اختیار با مردم نیست! این اختیارى است که خدا دست اوست و او امر کرده است به این معنا؛ یعنى نمى‏‌شود که ما تحت نظارت یک کشورى باشیم که به دین اعتقاد ندارد و ما برویم تحت بیرق کُفرما باید کوشش کنیم و اقتصاد خودمان را، خودمان اداره بکنیمباید همه‌ی قشرهاى ملت؛ هر کس هر جورى که مى‌‏تواند یک تولیدى بکند، که مثلًا باغ‌دارها مى‏‌توانند تولید بکنند، دام‌دارها مى‌‏توانند تولید بکنند و کشاورزها مى‌‏توانند تولید کنند، اشخاص مى‌‏توانند کمک کنند به کشاورزها، کارخانه‏‌ها مى‏‌توانند تولید کنند... این‌ها همه قیام کنند براى این که یک مملکت را از این اقتصاد نجات بدهند.

  • چشممان به دست دشمن نباشد!

...اگر مملکت شما در اقتصاد نجات پیدا نکند، وابستگى اقتصادى داشته باشد، همه جور وابستگی‌ها دنبالش مى‏‌آید؛ وابستگى سیاسى هم ما پیدا مى‏‌کنیم، وابستگى نظامى هم پیدا مى‏‌کنیم. براى این که وقتى ما چیزى نداشته باشیم که استفاده ازش بکنیم، دستمان را دراز کنیم طرف آمریکا، او مى‌‏تواند به ما تحمیل کند همه چیز را! ما وقتى مى‏‌توانیم که زیر بار او نرویم که در این قضیه، قدرتمند باشیم2

 

تحرّک تولید؛ شروع حماسه‌ی اقتصادی

«مسئله‌ى تولید را تحرّک ببخشید، این شروعِ همین حماسه‌ى اقتصادى‌اى است که ما اوّلِ سال [قبل] آن را مطرح کردیم و درخواست کردیم از مجموعه‌ى ملّت و مجموعه‌ى مسئولین! البتّه حماسه‌ى اقتصادى کارِ شش ماه و یک سال و دو سال نیست؛ حرکت بلندمدّت لازم است



1. صحیفه امام، ج‏13، ص417.

2. صحیفه امام، ج‏11، ص426.



تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۳ | 14:37 | نویسنده : محدثه خواجویی |

"هنگام ورود نیکسون باید صدای دانشجویان خفه گردد" 

14 آذر32،شاهنشاه آریامهر به صورت رسمی کنسرسیوم 

نفتی با آمریکا و تجدید روابط رسمی با انگلستان را اعلام نمود. 

دانشجویان در اعتراض به این اقدام علیه دربار تظاهرات کردند. 

ورود نیکسون به تهران باید در کمال آرامش برگزار می شد  

به این خاطر اعلیحضرت همایونی 15 آذر 32 

به گارد ویژه دستور محرمانه صادر کرد که: 

"باید یک دانشجو را شقه کرد وجلوی در بزرگ دانشگاه تهران آویخت 

که عبرت همگان شود تا هنگام ورود نیکسون صدای دانشجویان خفه گردد" 

دانشجویان عزیز قدر خودتون بدونید بهایش را شهدا پرداخته اند. 

روز دانشجو مبااااااااااااااارک....



تاريخ : شنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۳ | 19:18 | نویسنده : محدثه خواجویی |

سلام بر حسین(ع) 

امشب کربلایی رضایی ی جمله کمرشکن گفتن  

امشب شب اول صفره،امام زمان(عج) یاشام ...شام...سرمیدهند 

ی جایی با دست...جیغ... یا پیروزی...یا استقلال...سرمیدهند....   

ی جایی هم ندای هل من ناصر...(توافق لبخندها).... سرمیدهند...

یادمون نیس بگیم بازی نفسمون با دلمون چند چند شد!!!؟؟؟ 

تو نماز جمعه "ختم نهج البلاغه" رو پخش میکردیم،ک دعوامون کردن 

وسط خطبه ها بایست سکوت کرد،اما....دیگه اینجوریاست ...

یاصاحب العصر (عج) فعلا" ما قصد آدم شدن نداریم....فعلا" نیا...! 

شب اول صفره هااااااااااااااااااااااا...ختم سوره واقعه و... یادمون نره.... 

التماس دعا



تاريخ : یکشنبه دوم آذر ۱۳۹۳ | 23:39 | نویسنده : محدثه خواجویی |
میخوام بنویسم... 

امروز یکی از دوستام فیلمی از مرحوم مغفور "م.پ" برام فرستاد،منم از روی کنجکاوی نگاش کردم 

خیلییییییییییییی حال بدی بهم دست داد ب خودم میگفتم ای کاش اصا" نگا نمیکردم.میگفتن این تصاویر 

لحظات مرگشون بوده!!و جالب اینجاست ک میگفتن پرستاره فیلم گرفته.... 

 منم گرفتم حذفش کردم،دوستم میگفت میذاشتی منم ببینم،تو اینترنت ک سرچ کرد نوشته بود ک مادر 

آن مرحوم راضی نبوده بخاطر همین لینک حذف کردن.....خداخیرشون بده....

نمیدونم خیلیییییییییی دل گنده شدن بعضیاااااااا.....چطور میشه  ی نفر میاد ی بیمارو درحالی 

ک اون بیمار داره میمیره ازش فیلم میگیره....چطور ک هی دست ب دست میگرده..... چطوره بی احساسیا....

هممون کارخونه "عادی سازی" را انداختیم! برامون مهم نیس آبرو چیه....کیه....کجاست...  

اونایی ک بیکارن دنبال کار میگردن پیدا نمیشه این کارخونه حقوقش بالاست...مزایاشم اینه که دلتو میدی 

بجاش بی احساسی و بی تفاوتی و... میدن.نرین ی وقت...ما خودمون ی کارخونه قشنگ میزنیم همتونو 

استخدام میکنیم...اسمشم هست...مداد...پاک کن...هر کی میاد یاعلی... 

عادی شده ی جا "اسید" میپاشن....عادی شده....کاخ و کوخ....

عادی شده ی جاهایی آرزوهای ی عده کثیری خاک خورده....اونوقت تو شبکه های مجازی 

حالا مجاز اند یا مجازی!...از عشق های خیالی دم میزنین....دیگه آرزوی بچهای بی سرپرست لایک نمیخوره 

همه دنبال اسمم و رسم خیالی اند....گذشت دوران شهیدکاوه شهردار ک آجر بار میزد...الان خونه هایی 

هستن که سقفشون یونولیته...آی شهردار کاوه میایی سقف این خونه رو درست کنی....ما حساب میکنیم. 

خیلیییییییییی روحیه مون....قلبمون...زندگیمون عادی شده... حواسمون باشه بده هااااااااا...

هروقت تو واتس آپ...لاین....و... با ی اسم جعلی وارد شدین و هی دروغ و هی دروغ...عشقاتون شد خیالی 

یادتون باشه..همین حوالی شما ی عده ای آرزوهاشون...عشقشون....آینده شون....هستی زندگیشون 

واقعیه.....بهشون ی نگاهی بندازیدااااااااااااااااا..... سربزنیدااااااااااااااااااااااا....

نمیدونم کی واتس آپ و... درست کرد....اگه میدیدم بهش میگفتم من خودم پول بهت میدم...ی واتس آپ 

ی وایبر...ی فیسبوک  و... واسه خود خود من بساز ک آرزوها.....عشق ها....مشق ها....مدادهای کوچولو 

شوفاژهای خراب...سقف های یونولیتی....سرمای سخت....و.....شهیدکاوه ....و کلی عشقای واقعی واقعی 

واقعی......توش جاشه...ما حساب میکنیم فقط بساز.خواهش میکنیم.... پولشم از پول بیماری هلندی نیست 

پول...مدادا....پاک کن اااااا...خالصتا" ایرانیه است....چینی هم نیس...حساب میکنیم....  

قصه خوابیدن وجدان ها.....هر شب مطالعه کنیدااااااااااااااااااااا...همش نرین آنلاین شید ب سمت دروغ....  

همین نزدیکه هااااااااااااااااا....رمزم نمیخواد....شماره دانشجویی  

و ملی نمیخواد.....مخصوص شبا هم نیسته........همین بغله هاااااااااااااااااااااا.... 

 فقط ی اراده علی وار میخواد ...آدرسشم پیدا کردم سربزنید خوشحال میشیم زیااااااااااااااااااااد ........ 

همه جا ...هرجایی ک دروغ آنلاین نیس....عشق توهمی نیست....عشقا...آرزوها مدادیه...ب سفیدی دلای 

همتون.......همین نزدیکی هاست سربزنید. ما حساب میکنیم....هزینه هاشو ب شماره حساب مداد...پاک کن 

بفرستید...حساب میکنیم.

از نوشتن بقیه اش میگذریم.....یا علی مظلوم.



تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۳ | 16:59 | نویسنده : محدثه خواجویی |

آدم‌های امن، همان‌ها که همه چیز می‌توانی بهشان بگویی... 

اینها تا لباسی تازه تنت ببینند نمی‌پرسند از کدام مغازه خریدی؟ مارکش چیه؟ چند خریدی؟ 

می‌گویند چقدر قشنگه، بهت می‌آید، من عاشق این جنس ژاکتم. 

 ***

از سفر که برگردی نمی‌پرسند کجا رفتی؟ با کی و چرا رفتی؟ اسم هتلش؟ چه‌قدر هزینه شد؟

 می‌گویند خوش گذشت؟ سرحال شدی؟ 

 

ماشین تازه بخری، نمی‌پرسند نو است یا دست دوم؟ از کجا خریدی؟ نقد یا قسطی؟ چند خریدی؟

 می‌گویند راحتی باهاش؟... خوبی این ماشین اینه که مصرفش پایینه. 

 

گوشی موبایل بخری نمی‌پرسند از علاء‌الدین خریدی یا پایتخت؟ چند خریدی؟ 

می‌گویند این گوشی‌ کیفیت تصویرش بالاست.

 دانشگاه قبول شوی، نمی‌پرسند کدام دانشگاه؟ شهریه‌اش چه قدره؟ وای چقدر دوره! 

می‌گویند چه رشته‌ای به سلامتی؟ این رشته بازار کار خوبی دارد اگر تلاش کنی.

 

 مشغول کاری تازه‌ شوی، نمی‌پرسند حقوقت چه قدره؟ اسم شرکتش چیه؟ جایش کجاست؟

 می‌گویند شغلت را دوست داری؟ صاحبکارت یا همکارهایت آدم‌های خوبی هستند؟ می‌گویند این‌جور شغل‌ها جای پیشرفت دارد. 

کسانی که فقط خود خود خودت هستی که براشون مهمی.



تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۳ | 8:53 | نویسنده : محدثه خواجویی |

به گزارش سفیرفیلم، مستند «فاکتور صوری» تاکنون در حضور نخبگان و فعالان مختلف فرهنگی و اقتصادی به اکران خصوصی درآمده و نظرات و پیشنهادات ایشان دریافت شده است. از جمله آنها، اکران در حضور حجت الاسلام دکتر موسویان، حجت الاسلام دکتر بحرینی، حجت الاسلام قاسمیان، دکتر توتونچیان، دکتر سبحانی، دکتر خوش چهره، نادر طالب زاده، علی اکبر رائفی پور و… بوده است.

در ادامه دست نوشته علی اکبر رائفی پور برای مستند «فاکتور صوری» منتشر می شود:

باسمه تعالی

نان حرام و لقمه حرام قدمی را پدید می آورد که به راحتی می گویند “آقا بیا”، اما خودشان در مقابل امام مدعو شمشیر خواهند کشید.

قدم حرام خوار، به قدم حرام زاده بدل خواهد شد. مقدمه حرام زادگی، حرام خواری است. وَ شارِکْهُمْ فِی الأَمْوالِ وَالأَوْلادِ.

از اینکه در این عرصه کار می کنید هراسان نباشید. شاید ندانید اما شما برای ظهور کار می کنید.

جامعه اسلامی دانشجویان برگزار میکند

اکران مستند فاکتور صوری 

با حضور: دکتر صالحی

سه شنبه ۴ آذر۹۳

مکان:تالار وحدت




تاريخ : شنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۳ | 21:7 | نویسنده : محدثه خواجویی |
                                                        مدرک نه درک!

                                             مهم این نیست که چه مدرکی دارید

                                             مهم این است که چقدر درک دارید

                                                       

در لحظات شادی خدا را ستایش کن

در لحظات سختی خدا را جستجو کن

در لحظات آرامش خدا را مناجات کن

در لحظات درد آور به خدا اعتماد کن

و در تمام لحظات خدا را شکر کن


موضوعات مرتبط: دلنوشته

تاريخ : پنجشنبه یکم اسفند ۱۳۹۲ | 21:39 | نویسنده : محدثه خواجویی |
بنیانگذار فیس بوک به عنوان جوانترین فرد قدرتمند جهان انتخاب شد.
 مجله فوربس در گزارش جدیدی اقدام به معرفی جوانترین افرد قدرتمند جهان کرده است و بر اساس آن مارک زاکربرگ، بنیانگذار شبکه اجتماعی فیسبوک در مکان اول قرار گرفته است.

زاکربرگ 29 ساله، ثروتی بالغ بر 14 میلیارد دلار دارد و یک هفتم جمعیت جهان در شبکه اجتماعی‌ که وی ابداع کرده است، عضو هستند.
سرگی برین و لری پیج، بنیانگذاران شرکت گوگل با حدود 40 سال سن پس از کیم جونگ اون، رهبر جوان 30 ساله کره شمالی در جایگاه سوم جوانترین افراد قدرتمند جهان قرار دارند.
در همین حال روبین لی، مدیر عامل بایدو در این فهرست در جایگاه پنجم جای گرفته و جف بزوس، مدیر عامل آمازون نیز جایگاه دهم را به خود اختصاص داده است.

موضوعات مرتبط: اقتصادی ، اطلاعات عمومی

تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ | 23:25 | نویسنده : محدثه خواجویی |
 
باراک اوباما، رئیس‌جمهوری آمریکا

اوباما پس از فارغ‌التحصیل شدن از دانشگاه کلمبیا در سال 1983 در رشته علوم سیاسی، به شیکاگو رفت و آنچنان که گفته می‌شود به موسسه‌های خیریه برای کمک به افراد کم‌درآمد پیوست. او پیش از آنکه در سال 1988 به دانشکده حقوق هاروارد برود، کمی به خودش توجه کرد و ضمن انجام چند سفر، به دیدار خانواده‌اش در کنیا رفت.وی همچنین پیش از آنکه برای اتمام درسش به دانشگاه کلمبیا در نیویورک برود، دو سال را در دانشکده اکسیدنتال سپری کرد.

بر اساس برخی گزارش‌ها، اوباما در آن زمان الکل و ماری‌جوانا مصرف می‌کرده است.



موضوعات مرتبط: سیاسی

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ | 23:2 | نویسنده : محدثه خواجویی |
 استاد می گفت:

دو خدا وجود دارد.خدایی که استادان دانشگاه درباره ی او به ما می آموزند٬وخدایی که خود به ما می آموزد.خدایی که مردم همیشه درباره اش صحبت می کنند٬و خدایی که خود با ما سخن می گوید.خدایی که هراسیدن از او را آموخته ایم٬و خدایی که از عطوفت با ما سخن می گوید.

دو خدا وجود دارد...

خدایی که در بلنداست٬و خدایی که در زندگی روزمره ی ما حضور دارد.خدایی که از ما می طلبد٬و خدایی که قرض های مارا می بخشد.خدایی که ما را با آتش دوزخ تهدید می کند٬و خدایی که بهترین راه را نشان ما می دهد.

دو خدا وجود دارد...

خدایی که ما را زیر بار گناهانمان خرد می کند٬و خدایی که با

عشق خویش

ما را آزاد میسازد...


موضوعات مرتبط: ادبی

تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ | 21:34 | نویسنده : محدثه خواجویی |
دخترک داشت گریه میکردو به سمت خوابگاه میرفت.سرش داشت از درد منفجر میشد.

به هیچکس توجهی نداشت.

به خوابگاه رسید کسی تو اتاق نبود تعطیلات آخر ترم بود همه هم

اتاقی هاش به خونه هاشون رفته بودن.

بد به این شانس هیچکس نبود که دردشو بهش بگه ...

تا شب گریه کرد.از صبح تا حالا هیچی نخورده بود.موبایلشو برداشتو و شروع کرد

به حرف زدن و گریه کردن:سمانه دیدی باهام چیکار کرد سمانه بخدا دارم میمیرم امروز

عروسیش بود دیگه به چه امیدی زندگی کنم

سمانه هیچی دیگه تو دنیا نمونده که دلمو بهش خوش کنم.

سمانه خیلی حالم بده،چی بدتر از این ممکن بود واسم پیش بیاد؟هاااااااااااا؟باز هق هق

گریه.سمانه امشب خودمو میکشم بدون عشق زندگی معنایی نداره و بعد گوشیو قطع

کرد.بعد پشت سرهم گوشی زنگ میخورد و قطع میشد.بالاخره زنگا تموم شد.قرصارو از

کیفش بیرون آورد گوشیش دستش بود میخواست آخرین حرفشو ضبط کنه میخواست بگه

بدون عشق زندگی معنایی نداره.

باز گوشیش زنگ خورد شماره ناشناس بود نمیخواست جواب

بده اما دستش به دکمه خورد و تماس برقرار شد.یه صدای گریه میومد یه زن داشت نعره

میزد و میگفت دخترم بابات مرد خودتو برسون توبیمارستان امام رضاست دکترا کشتنش.....

گوشی از دست دخترک افتاد و مثل دیوانه ها بیرون خوابگاه دوید اونقدر دویید تا به بیمارستان

رسید اسم باباشو گفت اما همچین کسیو امروز پذیرش نشده بود.دخترک ایستادو یه لحظه

فکر کرد.اما خانواده اون که شهرستان بودن !!!!!!!!!!

چه اتفاقی افتاده بود. و او از کیوسک تلفن به خونه زنگ زد.

باباش گوشیو جواب داد سلام دخترم خوبی عزیزم؟

دخترک اشک تو چشاش جمع شد اون حتی نفهمیده بود

اون که زنگ زده بود شماره رو اشتباه گرفته بود و مادرش نبود.

با تمام وجود خدارو شکر کرد و فهمید عشق در همین نزدیکیست...


نکته اخلاقی:

((((    خود کوشی مال آدمهای ضعفیه   )))

(((( عشق واقعی یعنی پدر و مادر))))

عشق یعنی؟؟؟...

 




موضوعات مرتبط: دلنوشته

تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ | 21:28 | نویسنده : محدثه خواجویی |

 

وقتی پرنه ای زنده است .... مورچه ها را می خورد،

وقتی میمیرد .... مورچه ها او را می خورند!!!

زمانه و شرایط در هر موقعی میتواند تغییر کند ........

در زندگی هیچ کس را تحقیر یا ازار نکنید.

شاید امروز قدرتمند باشید ..... اما فراموش نکنید،

زمان از شما قدرتمند تر است!!!

یک درخت میلیون ها چوب کبریت را میسازد ......

اما وقتی زمانش برسد .....

فقط یک چوب کبریت،

برای به اتش کشیدن میلیون ها درخت کافیست!!!

پس خوب باشید و خوبی کنید ...


موضوعات مرتبط: دلنوشته

تاريخ : شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۲ | 13:9 | نویسنده : رضا استبرق نیا |




مردی خواب دید سبدی پر ز خاک در دست دارد و هراسان به طرف خانه میرود



تعبیر آن را از یوزارسیف پرسیدند:



اشک درچشمان یوزارسیف حلقه زد و گفت:



وااااااای بر تو،: سبد کالا به تو تعلق نگرفته :))



موضوعات مرتبط: طنز

تاريخ : پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۲ | 0:27 | نویسنده : محدثه خواجویی |
شخصی است که در جهان هتلداری چهره ای موفق است و از معدود ایرانیانی است که توانسته خود را در میان هتلداران جهان مطرح کند . وي داراي بيش از 5000 تخت در جزاير قناري اسپانيا و چندين هتل و پارك مدرن در ايران است.او مهندس حسين ثابت است.

متولد مشهد . نمی توانی سنش را حدس بزنی . یک پارچه انرژی است با حافظه ای قوی . شعر بلند عقاب دکتر خانلری را با شور و احساسی میهن پرستانه می خواند . در مشهد درس خوانده . نهج البلاغه را خوب می شناسد . از قرآن نمونه می دهد و به شش زبان زنده دنیا حرف می زند . او یک ایرانی مسلمان است که به ذره ذره این خاک اهورایی عشق می ورزد .



موضوعات مرتبط: اقتصادی

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۲ | 12:3 | نویسنده : رضا استبرق نیا |

به نام آنکه دارمش دوست

آنانکه پرواز را آموخته اند بدون بال هم

  می توانند به آسمان آبی و بی ابر خداوند پرواز کنند.


واااااااااااااااای نظر یادتون رفت!!!!!!!!!!!!!!!

دوستان نظرتون درمورد وبلاگ و شروع صندلی داغ چیه؟؟؟

کی داوطلب میشه؟؟؟


موضوعات مرتبط: کلاسی

تاريخ : دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ | 18:44 | نویسنده : محدثه خواجویی |

 


سلام بر تو ای مطلعِ فجر


ای سپیده سحر، ای انفجار نور، خوش آمدی.


خوش آمدی که با آمدنت زنجیرهای سنگی از گردنمان گسیخت،



 کمرهای خمیده مان راست شد،



بر لب های پژمرده مان شکوفه های تبسم نشست،



در قلب های سوخته مان گلبوته های عشق و امید رویید و



بر گونه های زردمان گلخنده های شادی نمودار شد.



خوش آمدی که با مقدمت، عطر آزادی به جای بوی باروت در



فضای میهن اسلامی مان پیچید و قفس ها شکسته شد.



خوش آمدی که با آمدنت، سوز و سرما از شهر و دیارمان گریخت




خوش آمدی ای فجر پیروزی. تو طلوع آزادی وطن، بارش مهتاب،



 ترانه عشق، نردبان عروجی. مقدمت را گرامی می داریم



و پیامت را پاسداری می کنیم.




ای امام خوش آمدی …


آن روزها که دشمن به جانمان حمله کرد شهدا ما را شرمنده خود کردند!
 نکند این روزها که دشمن به نانمان حمله کرده است شرمنده شهدا شویم!
*
*
*


تهدیدمان کنند

تحریممان کنند

لب تشنه جان دهیم

سازش نمی کنیم

یا مرگ یا ولایت فقیه

۳۵ سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی مبارک*

۲۲بهمن منتظر حضور سبز یکایک شما عزیزان در راهپیمایی

هستیم


موضوعات مرتبط: مناسبتی

تاريخ : دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ | 18:19 | نویسنده : محدثه خواجویی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.